تبلیغات
وبلاگ دانشکده هنر شهید چمران اهواز - مصاحبه با تاریخ
وبلاگ دانشکده هنر شهید چمران اهواز

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مصاحبه با تاریخ


منتخبی از طنزهای عبدالقادر بوچ

وقتی که حاکمان دیکتاتور می‌شوند، بدا به حال ملتی که قهرمان نداشته باشد.


مصاحبه با تاریخ

 

س- جناب تاریخ شما چرا بعضی وقتها ورق نمی‌خورید؟
ج- من خودبخود ورق نمی‌خورم. آن‌هایی که باید مرا ورق بزنند در صفحات من به سر و کله‌ی هم می‌زنند.

س- نقش مردم را در ورق خوردن خود رد می‌کنید.

ج- مردم «رژیم گزیده» شده‌اند. رژیم گزیده از ورق زدن تاریخ می‌ترسد.

 س- چرا بعضی از صفحات شما سیاه می‌شود؟

ج- وقتی در صفحات من تر و خشک را با هم می‌سوزانند صفحات من دود می‌گیرد و سیاه می‌شود.


س-  فعالیت‌های ما خارج نشینان در راستای ورق خوردن شما هست؟

ج-  بعله. اما در تلاشید که مرا بر عکس ورق بزنید. اختلافاتتان چنان عمیق می‌شود که برای جدا کردنتان دخالت نیرو‌های حافظ صلح سازمان ملل لازم می‌شود.
س-  بعضی‌ها معتقدند باید از تاریخ درس گرفت. آیا شما
 تدریس هم می‌کنید؟
ج-  بعله. اما کسانیکه باید از من درس بگیرند معمولاً آنرا به دیگران توصیه می‌کنند.
س-  می گویند شما تکرار می‌شوید. آیا این حقیقت دارد؟
ج-  خیر. مرا تکرار می‌کنند.
س-  از پدر و مادر خود بگویید.
ج -  پدرم را «پشت پرده» در آوردند و مادرم به عزا نشسته.
   -  برایتان صفحات درخشانی آرزو دارم.
   -  اِهه. متشکرم.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : دانشجو

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • تحریم هفته پژوهش درست است یا نه؟



نویسندگان